خاطرات جانبازان و شهیدان ایران
قالب وبلاگ

6سال جنگ شیمیایی در ایران  

 


علی رضا مشهدی با توصیف قهرمانی ها ومظلومیت های نیروهای پدافند شیمیایی در زمان جنگ گفت: جانبازان یادگارهای گرانبها از هشت سال حماسه دفاع مقدس هستنند باید بیش از این وجود آنها را ارزش نهاد چرا که شاید 10 سال آینده دیگر هیچ جانبازی نداشته باشیم...

 

 جنگ شیمیایی

علیرضا مشهدی مسئول آموزش پدافند شیمیایی در زمان جنگ  گفت: بعد از عملیات محرم شواهدی به دست آمد که نشان داد آموزش پدافند شیمیایی باید هر چه سریعتر شروع شود و به این ترتیب واحد ش. م. ر سپاه تشکیل و مسئولیت تدریس و آموزش به من محول شد. و باید این را بگویم که عمده کار ما در عملیات خیبر بود. در این عملیات ما آموزشگاهی را راه اندازی کردیم که می توان گفت هسته اولیه پدافند بود. در آن زمان من در قرارگاه کربلا بودم و هدایت و آموزش سپاه در جنوب به عهده من بود.

علیرضا مشهدی در خصوص محتوای آموزش می گفت: آموزش ها در پادگان شهید حبیب اللهی داده می شد و شامل سه محور انهدام، خنثی کردن و پاک سازی بود که برای آن اصطلاح «خار» به کار می رفت.

مسئول وقت شاخه دانش آموزی سپاه در خصوص استقبال رزمنده ها از این آموزش ها گفت: بعد از عملیات بدر حضرت امام(ره) حکمی دادند که پس از صدور آن هر کدام از نیروها که آن را می دیدند با جان و دل در آموزش ها شرکت می کردند و باید گفت این حکم در جنگ شیمیایی بسیار مهم بود.

وی ادامه داد: عملیات خیبر اولین تجربه برخورد با مصدومان شیمیایی بود و برای اولین بار دیدم راکتی به زمین اصابت کرد که صدای چندانی نداشت و بعد بویی مثل بوی سیر در منطقه پراکنده شد، که بعدها فهمیدیم این بو عامل خردل است.

مشهدی اضافه کرد: خوشبختانه به نیروها آموزش داده بودیم که از میان حواس پنجگانه به هیچ عنوان از حس بویایی استفاده نکنند و با این صورت جان بسیاری را نجات دادیم.

وی با اشاره به ادامه کاربرد سلاح های شیمیایی در دیگر عملیات ها ادامه داد: در عملیات بدر از تجربیات خیبر استفاده کردیم و با توجه به حساسیت فرماندهان وقت سپاه به کاهش مصدومیت، بعد از بمباران شیمیایی ابتدا رفع آلودگی کرده و سپس تمام منطقه آلوده را تابلو گذاری کردیم که این روش از شدت و افزایش مصدومین کاست.

عملیات خیبر اولین تجربه برخورد با مصدومان شیمیایی بود و برای اولین بار دیدم راکتی به زمین اصابت کرد که صدای چندانی نداشت و بعد بویی مثل بوی سیر در منطقه پراکنده شد، که بعدها فهمیدیم این بو عامل خردل است

مشهدی همچنین با اشاره به تشکیل تیپ 11 والعادیات گفت: پس از عملیات بدر در قرارگاه کربلا تیپ 11 والعادیات را تشکیل دادیم که این تیپ پشتیبانی، خنثی سازی بمب های شیمیایی ر ابه عهده داشت و چندین یگان را پشتیبانی می کرد و این تنها یکی از کارهای ما در قرارگاه کربلا بود، چرا که در این قرارگاه ما تمام جبهه جنوب را پوشش می دادیم و از سویی همزمان یگان های ش. م. ر را پشتیبانی می کردیم.

مشهدی با اشاره به اینکه این اقدامات در کنار ابتکارات سپاه در مقابله با جنگ شیمیایی مؤثر بود گفت: به این ایجاد نظم و ترتیب باید ابتکارات نیروهای سپاه را بیفزاییم.

وی در رابطه با این ابتکارات افزود: بعد از آنکه استفاده عراق از سلاح های شیمیایی حالت گسترده ای به خود گرفت طرح ماشین خنثی سازی را به وزارت جهاد پیشنهاد کردیم که این طرح به دست جهاد اجرایی شد و یا این که سریعاً با همکاری جهاد خاک مناطق آلوده را زیر ورو می‌کردیم.

 علی رضا مشهدی

وی افزود: در عملیات والفجر 8، تجربیات خیبر و بدر در کنار هم باعث شد تا مواد خنثی سازی با سرعت بیشتری به دست ما برسد و ما نیز با توجه به این که در منطقه نوعی خیابان کشی وجود داشت هوا را سمت دیگر هدایت کردیم، همچنین از خودرو خنثی سازی، کپسول و موتور پاشنده محلول در درون سنگر استفاده کردیم در پشت خط نیز حمام های رفع آلودگی تأسیس نمودیم.

وی همچنین به جراحات شیمیایی خود اشاره کرد و ادامه داد: در طول 6 سال جنگ شیمیایی بیش از پنج بار شیمیایی شدم. مشهدی تصریح کرد: نخستین مرتبه در عملیات خیبر بود که به خاطر فعالیت زیاد در منطقه با عامل اعصاب شیمیایی شدم و به رغم مشکلات مدام قطره در چشمم ریختم تا بتوانم به کارم ادامه دهم تا این که دیگر نتوانستم، به بیمارستان صحرایی رفته و از آنجا به بقیة الله منتقل شدم. بعد از آن در والفجر 8 در منطقه دارخوین با عامل خون شیمیایی شدم.

وی در خصوص توضیح چگونگی شیمیایی شدنش در این عملیات گفت: ساعت 7 صبح اعلام شد در منطقه 18 بمب شیمیایی زده شده است، به همراه تیم خنثی سازی بلافاصله به منطقه آلوده رفتیم و خنثی سازی و رفع آلودگی را شروع کردیم که تا ساعت 2 بعدازظهر طول کشید. 6 ساعت ماسک به صورت داشتیم.

در طول 6 سال جنگ شیمیایی بیش از پنج بار شیمیایی شدم. مشهدی تصریح کرد: نخستین مرتبه در عملیات خیبر بود که به خاطر فعالیت زیاد در منطقه با عامل اعصاب شیمیایی شدم و به رغم مشکلات مدام قطره در چشمم ریختم تا بتوانم به کارم ادامه دهم تا این که دیگر نتوانستم، به بیمارستان صحرایی رفته و از آنجا به بقیة الله منتقل شدم. بعد از آن در والفجر 8 در منطقه دارخوین با عامل خون شیمیایی شدم

مشهدی افزود: در همین هنگام مشغول خنثی سازی یک گلوله توپ بودم که هواپیماهای عراقی دوباره منطقه را بمباران کردند به طوری که ماسک از صورتم به کناری افتاده و بار دیگر شیمیایی شدم.

وی تأکید کرد: هر چند درد و ناراحتی هایم بر اثر عوارض بسیار بود اما هیچ گاه خط را ترک نکردم.

مشهدی در پاسخ به سئوالی در خصوص وضعیت جسمانی اش در حال حاضر ، خاطر نشان کرد: به خاطر استفاده از دارو دچار دردهای کلیوی شدیدی شده ام و از ناحیه چشم نیز مشکلاتی دارم.

 بخش فرهنگ پایداری تبیان
[ ] [ ] [ مدیر ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
موضوعات وب
 
آرشيو مطالب
امکانات وب

.

.